داستان انیمیشن درباره یک معلم موسیقی به نام جو است. جو عاشق موسیقی جاز است و علی رغم اینکه سالها در تلاش برای نوازندگی بوده، نتوانسته توفیقی در این مسیر کسب نماید. انیمشن روح را میتوان یک کلیشه شکن بزرگ نامید زیرا به مسائل اساسی زندگی از قبیل مرگ چیست؟ هدف زندگی چیست؟ برای چه چیزی به این دنیا پا نهادیم؟ و قرار است به کجا برویم میپردازد.
انیمیشن جدید دیزنی به مسئله ای پرداخته که بحران انسان ها در تمام طول تاریخ بوده و آن یافتن هدف زندگیست. انسانی که در تمام دوران زندگی اهداف گوناگونی را پیش می گیرد و در نهایت مسیر زندگی اش نیز براساس این اهداف تعیین می گردد. در اینجا جو موسیقی ” جاز ” را عاشقانه دوست دارد و تنها هدفی که در ذهن دارد این است که بتواند در گروه موسیقی بنوازد. شاید بسیاری از انسان ها اهدافی همانند جو داشته و زندگی را تنها رسیدن به هدف منحصر به فردشان می دانند . اینجاست که « Soul » به سراغ این دست از تماشاگران رفته و آنها را با یک سوال اساسی مواجه می کند، اینکه آیا ارزش زندگی صرفاً رسیدن به اهداف است؟
(Soul) قطعاً یکی از بهترین انیمیشن های چند سال اخیر دیزنی است که طیف مخاطبینش کودکان نیستند. انیمشنی که در بهترین زمان سال منتشر شده، دورانی که انسان در عصر مدرن، محدود تر از هر زمان دیگری است و برای رسیدن به اهدافش، از زیبایی های زندگی پیرامونش غافل شده است. (Soul) از مخاطبش می خواهد تا زمانی که زنده است ارزش چیزهایی که دارد را بداند. روابط عاطفی، خانواده، دیدن دوستان و حتی اتفاقات عادی روزمره می توانند بزرگترین لذت انسان در زندگی باشند. (Soul) با بهترین پایان بندی ممکن قصه اش را به اتمام می رساند. در حالی که جو به آنچه که در تمام دوران زندگی تجربه کرده می نگرد و آماده سفر ابدی به جهان پس از مرگ است، برای او امکان بازگشت مجدد به دنیای زمینی مهیا می شود. زمانی که از جو پرسیده می شود:« اگه به زمین برگردی چه می کنی؟» او در پاسخ می گوید:« مطمئن نیستم، اما از تک تک لحظاتی که زندگی می کنم لذت می برم! » و این تنها پیامی است که انیمیشن قصد انتقال به مخاطبش را دارد. اینکه زندگی کرده و خود را محدود نکند.
از این فیلم میتوان در برای تفهیم و تعمیق بهتر موضاعاتی مانند ارزش زمان حال، توجه به جزئیات، لذت بردن از زندگی بهره گرفت.



