مدیریت ذرهبینی (Micro Management)، سبکی از مدیریت است که در آن مدیر یا شخص مسئول، کار کارمندان را از نزدیک کنترل و در نحوۀ انجام تکتک جزئیات مداخله میکند. این فرد عموماً از تفویض اختیار و دادن قدرت تصمیمگیری به کارمندان اجتناب میکند و تمایل ندارد که مهارت و دانش خود را به دیگران آموزش دهد. در جمعآوری اطلاعات هم وسواس زیادی دارد و بهطور مداوم درخواست بهروزرسانی و گزارش وضعیت میکند.
مزایا و معایب میکرو منیجمنت
از مدیریت ذرهبینی بهعنوان یک روش مدیریتی منفی یاد میشود؛ هرچند برخی با آن مخالف هستند. وقتی بهصورت ذرهبینی همهچیز را چک میکنیم، مطمئن خواهیم بود که کارها بهدرستی پیش میروند. از طرفی نیرو یا تیمی را در نظر بگیرید که تازه به مجموعه پیوسته و انجام پروژهای را به عهده گرفته است. با راهنمایی آنها در بخشهای مختلف کمک میکنیم که خیلی زود با اهداف و فرهنگ برند آشنا شوند و خود را با شیوۀ کار سازمان هماهنگ کنند.
این رویکرد در کوتاهمدت نتایج خوبی به همراه دارد و شاید واجب به نظر برسد، اما در بلندمدت چطور؟
ادامهدادن این رفتار باعث میشود کارمندان برای هر کار کوچکی به ما وابسته باشند و در طولانیمدت فرسوده و خسته شویم. ضمن اینکه گاهی آنقدر غرق جزئیات میشویم که تصویر بزرگتر از دیدمان دور میماند و نمیتوانیم تحلیل درستی از کلیت کار داشته باشیم. در کنار آن خلاقیت، ابتکار و روحیۀ خوب کارمندان را هم از بین میبریم و در پایان شاهد عملکرد ضعیفتر و کاهش سودآوری مجموعه خواهیم بود. نارضایتی اعضای سازمان درخواست خروج از آن یا تغییر جایگاههای شغلی را افزایش میدهد.
چرا افراد به مدیریت ذره بینی روی می آورند؟
دلایل بسیاری وجود دارد که باعث میشود افراد، مدیریت ذره بینی را انتخاب کنند. مهمترین این دلایل عبارتند از:
۱- نقشها و مسئولیتهای افراد نامشخص است. زمانی که یک مدیر دامنه اختیارات و مسئولیتهایش نا مشخص است، خودش تشخیص می دهد که بهترین کار و شیوه چیست؟بنابراین به کنترل بیشتر و دقیق تر روی می آورد. همچنین ابهام در سیاستها و خط مشیهای تعیین نقش و وظایف کارکنان به مدیر جرات می دهد، در حوزه مسئولیت آنها وارد شده و بیش از اندازه امر و نهی کند.
۲- مدیریت ذره بینی پاسخی به بحران است. در زمان بحران، بسیاری از مدیران ترجیح میدهند که کنترل شدیدتری بر اوضاع سازمان داشته باشند. در نتیجه طبیعی است که دقت نظر و حساسیت آنها بیشتر میشود و به محض رفع بحران معمولا- البته چنانچه علت ریز بینی به بحران برگردد- این کنترلها کاهش یافته و اوضاع به حالت قبل بر میشود. البته در برخی مواقع نیز پس از رفع مشکل، این سبک مدیریتی تثبیت شده و به قوت خود باقی می ماند.
۳- ترس شاید بتوان به جرات گفت: که اکثریت مدیران ذره بینی میترسند: ترس از شکست، ترس روی دادن حوادث ناگوار، ترس از انجام اشتباهات، ترس از بروز بحران، ترس از بی نظمی و اغتشاش، ترس از دست دادن موقعیت کاری واختیارات و … هر چند ترس یک رفتار غریزی است اما کنترل شدیدتر و بازبینی مجدد کارها، راهی برای غلبه بر آن تلقی می شود.



