در بررسی تفاوت بین مدیریت و رهبری باید به این نکته توجه کنیم که این دو مفهوم با یکدیگر همپوشانی هم دارند. هر دو این نقشها برای اداره سازمان یا کسبوکار فعالیت میکنند و به دنبال تحقق اهداف مالی و غیرمالی شرکتها هستند. هر دو مدیر و رهبر برای تحقق این اهداف به مهارت های ارتباطی، جذب و نگهداشت، کنترل و هدایت نیروها و … نیاز دارند.
مدیران باید دانش مدیریت، مهارت فنی، بودجهبندی و غیره را داشته باشند، ولی رهبران بیش از این مهارتها باید الهامبخش و تاثیرگذار باشند؛ بنابراین درک تفاوت مدیریت و رهبری به ما کمک میکند که بدانیم کدام رویکرد در هر زمان برای سازمان مناسبتر است و علاوه بر این به مدیران و رهبران کسب و کارها در کسب مهارتهای مورد نیاز برای هر نقش کمک میکند. حال به بررسی چند تفاوت عمده در مدیریت و رهبری می پردازیم:
1. رهبر به افراد انگیزه میدهد، ولی مدیر افراد را هدایت میکند
یک مورد مهم از تفاوت مدیریت و رهبری در مورد شیوه هدایت افراد است. رهبران به دلیل داشتن قابلیتهای کاریزماتیک، قدرت الهامبخشی دارند و از طریق همین الهامبخشی مشارکت افراد را در جهت مورد نظر جلب میکنند. ولی مدیران با اختیاراتی که دارند موجب هدایت افراد در جهت هدف میشوند.
میتوان گفت قدرت مدیران ناشی از سلسله مراتب سازمانی است و برای هدایت کارکنان از ابزارهایی مانند تشویق و تنبیه کمک میگیرند، ولی قدرت رهبر از نفوذ او در میان اعضای تیم یا پیروانش حاصل میشود. در این میان ممکن است در بسیاری از سازمانها کارمندان به دلیل شفافیت و ارتباط صادقانه با مدیر به صورت موثرتر وظایف خود را انجام دهند یا برای انجام کارهای خود از مدیر مشورت بگیرند که در این صورت مدیر در حال ایفای نقش رهبری نیز است.
2 . رهبر از اعضا حمایت میکند، ولی مدیر دستیابی به هدف را پیگیری میکند
در بررسی تفاوت مدیریت و رهبری باید به این نکته اشاره کنیم که رهبران بیش از مدیران به دنبال رفاه و رضایت کارکنان هستند، چون مدیران در قبال شرکت مسئولیت دارند و به تحقق اهداف آن اهمیت میدهند؛ بنابراین مدیر صرف نظر از موافقت یا مخالفت کارکنان، به دنبال کسب نتایج، حفظ اصول و رعایت قوانین بالادستی است، ولی رهبران به دلیل رابطه نزدیکی که با اعضای تیم دارند، بیشتر به احساسات کارکنان اهمیت میدهند. همین امر است که موجب الهامبخشی بیشتر رهبر در مقایسه با مدیر میشود، چون کارکنان اعتماد بیشتری به رهبران خود یا مدیرانی که به نقش رهبری نزدیک هستند، دارند.
3 . رهبر چشمانداز را تعیین میکند، مدیر چشمانداز را اجرا میکند
یکی دیگر از موارد تفاوت مدیریت با رهبری در زمان تعیین و اجرای مأموریت و چشمانداز سازمان مشخص میشود. به طور معمول رهبران چشمانداز، ماموریت و حتی اهداف کلی سازمانی را مشخص میکنند، ولی این مدیران هستند که اهداف و چشمانداز را به صورت کمی تعیین کرده و برای اجرای آن تلاش و پیگیری میکنند. رهبران با دید بازی که نسبت به تغییرات آینده دارند، تصویر کلی سازمان در آینده را ترسیم و یک استراتژی کلی برای تحقق آن طراحی میکنند؛ پس از آن مدیران این استراتژی را به اقدامات عملیاتی تقسیم میکنند و برنامهریزیهای لازم را انجام میدهند تا برای اجرا آماده شود. البته رهبران به دلیل تاثیرگذاری بالایی که بر کارکنان دارند، مسئولیت انتقال ماموریت، چشمانداز و اهداف شرکت به کل سازمان را بر عهده میگیرند، ولی مدیران با کمک مدیریت استعداد، کنترل، ارزیابی و مدیریت عملکرد، گزارشگیری و …، کارکنان را با اهداف شرکت هماهنگ میکنند.
4 . رهبر به «چرایی» توجه میکند، ولی تمرکز مدیر بر «چگونگی» است
یک مورد دیگر از تفاوت بین رهبر و مدیر در نوع سوالاتی است که میپرسند یا در ذهنشان وجود دارد. سوالات رهبران در حوزه «چه» و «چرا» است، ولی پرسشهای غالب مدیران «چگونه» و «چه زمانی» را شامل میشود. دلیل این تفاوت میان مدیریت و رهبری به نگاه و دیدگاه آنان در مورد موضوعات برمیگردد. رهبران نگاه عمیقتری دارند و به تغییرات ریشهای توجه میکنند، ولی مدیران به دنبال تغییرات بنیادین در آینده نیستند، بلکه به حال توجه دارند و با پرسیدن سوالات «چگونه» و «چه زمانی» حرکت سازمان در جهت برنامهها را پیگیری میکنند.
سازمان به رهبر نیاز دارد یا مدیر؟
حالا که با تفاوت مدیریت و رهبری در سازمان آشنا شدیم، میتوانیم متوجه شویم که کدام یک از این نقشها برای اداره کسبوکار ضروریتر است. واقعیت این است که سازمان به هر دو این نقشها نیاز دارد، ولی یک نفر، لازم نیست که هر دو نقش را همزمان ایفا کند.
لازم است مدیر یا رهبر متناسب با موقعیت، افرادی که در حال تعامل با آنان است، و همچنین نتایج مورد انتظار از هر فرایند، نقش مناسب مدیر یا رهبر را ایفا کند.
به علاوه بیشتر رفتارها و تصمیمات مدیر و رهبر تفاوت چندانی با هم ندارند.
بنابراین لازم است در زمان بروز بحرانها، برای کنترل فرایندها و پروژهها، در زمان تخصیص و کنترل بودجه، تقسیم وظایف، انجام وظایف در زمان محدود، انجام پروژههای خاص و زمانی که به دنبال نتایج خاص هستید، از رویکردهای مدیریت استفاده کنید. در مقابل، رویکردهای رهبری سازمان در مواجهه با کارمندانی که به تواناییهایشان اعتماد دارند و وظایفشان را با بازده بالا انجام میدهند، در زمان نیاز به انرژی بیشتر کارکنان، معرفی یک رویکرد یا فرایند جدید، در زمان بحثهای خلاقانه یا جلسات تیمی و غیره، موثرتر است.
در نهایت بهترین مدیران، افرادی هستند که بتوانند کارکنان خود را رهبری کنند، چون با وجود نکات بسیاری که در مورد تفاوت مدیریت و رهبری وجود دارد، نقش رهبر و مدیر در سازمانها مکمل هم هستند.
مدیر موفق شخصی است که مهارتهای رهبری مانند قدرت تاثیرگذاری بر کارمندان و محبوبیت در میان آنان را داشته باشد. به علاوه در سازمانهای بزرگ لازم است مدیران ارشد دارای مهارتهای رهبری باشند؛ در این صورت ایفای نقش مدیریتی توسط مدیران میانی انجام میشود.
English
فارسی 


